ربطش در این است که نمایشنامههای شکسپیر به خاطر ساختار توصیفی و تصویرسازی قدرتمندشان از همان ابتدای تاریخ سینما خوراک تبدیل شدن به فیلم بوده اند. بگذریم که مهمترین منبع آفرینشی سینما در بدو پیدایش، تئاتر بود و مهمترین آثار دراماتیک تئاتر هم نوشتههای شکسپیر بود. در نبیجه به شکلی کاملا منطقی، آثار شکسپیر پشت سر هم روانه پرده عریض شدند که هنوز هم دارند میشوند. یک تعداد آدم درامشناس و بازیگر برجسته هم داریم که به خاطر ریشههای تئاتری، عمرشان را وقف اجرای آثار شکسپیر کرده اند و بهشان میگویند "شکسپیرین". این افراد از آمریکا تا ژاپن همه جا فعال هستند و نمایشنامههایی مثل هملت را به صورت مستقیم و اقتباسی به فیلم در میآورند. حتی آکیرا کوروساوای بزرگ هم یکی دو تا اقتباس از شکسپیر در کارنامه اش دارد یا مثلا سر لارنس الیویه، کنت برانا و حتی سالوادور دالی.... در کشور ما هم که ضعف داستان پردازی و طراحی شخصیت بیداد میکند، هر از چند گاهی سینماگری پیدا میشود که لابه لای داستان فیلمش گریزی به یکی از فرازهای دراماتیک شکسپیر میزند و با الهام از روابط پیچیدهای که میان شخصیتهای این نویسنده برقرار است داستانش را میسازد ولی اقتباس جدی و به خصوص یکپارچه از آثار شکسپیر در سینمای ما انجام نشده یا خیلی کم انجام شده است