اما آن قدر گل سرخ چیدم که دامنم تاب نیاورد و بندش ازهم گسست
و گلها راه در یا را در پیش گرفتند
و گویی تو دمی آب و آتش به هم آمیخت
دگر اکنون گلی ندارم تا ارمغانت کنم اما دامنم از بوی آن گلهای سرخ عطر آگین است
اگر خواهی که بوی آن گلهای سرخ را ببویی
امشب سر به دامان من بگذار . . .