تبليغاتX
<Image and video hosting by TinyPic مزرعه فیلم
یاد دارم در غروبی سرد سرد             میگذشت از کوچه ما دوره گرد

داد میزد : کهنه قالی میخرم            دسته دوم جنس عالی میخرم

کاسه و ظرف سفالی میخرم             گر نداری کوزه خالی میخرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست       عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست    ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود            اتفاقأ مادرم هم روزه بود 

خواهرم بی روسری بیرون دوید          گفت آقا سفره خالی میخرید؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عليرضا دهقان   | 

سلام به همه دوستان عزیز

این چند وقت به علت گرفتاریهای زیادی که داشتم  نرسیدم که به روز بشم و پیامهای شما مبنی بر اینکه چرا به روز نمیشم را دریافت کردم .

از دوستانی که تو این چند وقت به بنده لطف داشتند تشکر میکنم.

 سفر حج خیلی برای من خوب بود  و امیدوارم تمام دوستانی که به این سفر علاقه مند هستند مشرف بشوند.بعد از اینکه  از سفر برگشتم مشغول تدوین و صداگزاری فیلم داستانی تالاسا شدم و اوخر ماه رمضان مشغول ساخت مستند روز بیست وهفتم که یک سالی درگیر تحقیق ان بودم شدم و الان هم مشغول تدوین این کارم . کلاسهای دانشگاه هم که شروع شده و سنگینی درسها در ترم هفت که باید برای اون هم به مقدار کافی وقت بذارم

امیدوارم بتونم از این به بعد مطالب وبلاگ رو سریعتر به روز کنم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عليرضا دهقان   |